تبليغاتX
دنیای کوچکم با آدم های کوچکترش


دنیای کوچکم با آدم های کوچکترش

دوست عزیز،از من و امثال من که اینچنین حرفها و دغدغه های بیهوده ای دارند هیچ انتظاری نداشته باشید

 

عزیزم!

به جای عطر تو

دود سیگار هوا را پر کرده است

و اتاق

چونان بخشی از جهنم

به یاد آر

ای مهربان!

پشت این پنجره

برای بار نخست

دستانت را نوازش می کردم

دیوانه وار.

امروز

نشسته ای اما

با قلبی از آهن

چون زرهی سرد..!

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:2 توسط نازخاتون| |

 

 

 وقتی بخوای فقط برای «خودت» باشی ، تنها باشی ،

وقتی بخوای فقط با صفرها باشی ،

عمر تو مثل یک خط منحنی ، روی خودت دور میزنه ،

مثل صفر ، باز از آخر میرسی به اول ! می مونی ، میگندی ،

مثل مرداب ، مثل حوض ، بسته میشی ، مثل دایره ،

مثل «صفر» !

اما اگر جلو «یک» بشینی ..؟

اگربخوای فقط برای «یک» باشی ،

از پوچی و از تنهایی دربیای ، همنشین «یک» بشی ..؟!

باید برای دیگران زندگی کنی.

 

 

*نام کتابی از دکتر شریعتی

نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:18 توسط نازخاتون| |


Design By : Night Skin