دوست عزیز،از من و امثال من که اینچنین حرفها و دغدغه های بیهوده ای دارند هیچ انتظاری نداشته باشید
عزیزم! به جای عطر تو دود سیگار هوا را پر کرده است و اتاق چونان بخشی از جهنم به یاد آر ای مهربان! پشت این پنجره برای بار نخست دستانت را نوازش می کردم دیوانه وار. امروز نشسته ای اما با قلبی از آهن چون زرهی سرد..! وقتی بخوای فقط با صفرها باشی ، عمر تو مثل یک خط منحنی ، روی خودت دور میزنه ، مثل صفر ، باز از آخر میرسی به اول ! می مونی ، میگندی ، مثل مرداب ، مثل حوض ، بسته میشی ، مثل دایره ، مثل «صفر» ! اما اگر جلو «یک» بشینی ..؟ اگربخوای فقط برای «یک» باشی ، از پوچی و از تنهایی دربیای ، همنشین «یک» بشی ..؟! باید برای دیگران زندگی کنی. *نام کتابی از دکتر شریعتی

| Design By : Night Skin |


